على ربانى گلپايگانى
15
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
نيز توقع اينكه به صورت مفصل و همه جانبه به بررسى ابعاد گوناگون مسايل بپردازد ، معقول و منطقى نمىنمايد . بدينجهت با توجه به اولويتهايى كه در نظر گرفته شده است ، اولا : از بررسى برخى از سرفصلهاى مزبور صرف نظر شده است ، و ثانيا : سرفصلهاى ديگر نيز به صورت مختصر مطرح گرديدهاند . در ميان موضوعات ياد شده آنچه بيشتر مورد اهتمام قرار گرفته است ، يكى تاريخ پيدايش تشيّع و نقد ديدگاهها و فرضيههاى نادرستى است كه در اينباره مطرح شده است ، و ديگرى مباحث مربوط به امامت ، به ويژه عصمت امام و نصوص امامت است . يادآور مىشويم در مورد دو مسألهى مزبور ( عصمت و نص در امامت ) دو مطلب قابل بررسى است ، يكى لزوم عصمت امام و لزوم نصّ در امامت ، و ديگرى اثبات معصوم بودن ائمهى اهل بيت عليهم السّلام و منصوص بودن امامت آنان . مسألهى نخست مربوط به امامت عامه و مسألهى دوم مربوط به امامت خاصه است . بدين جهت مباحث مربوط به اين دو مطلب با توجه به مناسبتهايى كه طرح آنها را اقتضا كرده است ، در موارد مختلف بيان شده است . نكتهى ديگرى كه لازم است به اساتيد گرانمايهاى كه بناست اين كتاب آموزشى را تدريس كنند ، يادآورى شود اين است كه تدريس همهى مطالب كتاب در دو يا سه واحد درسى عملًا امكانپذير نيست ، بدين جهت لازم است مطالبى كه متناسب با چنين مادهى درسى از اهميّت و اولويّت بيشترى برخوردار است ، و از طرفى در مراحل آموزشى قبل يا بعد از اين مرحله كمتر به آنها پرداخته مىشود ، مورد اهتمام بيشتر قرار گيرد . همانگونه كه يادآورى گرديد ، دو مبحث تاريخ و منشأ پيدايش شيعه ، و مسايل امامت از اهميّت و اولويت بيشترى برخوردار است . و از طرفى بحثهايى كه جنبهى تاريخى و گزارشى دارد را مىتوان به مطالعه دانشپژوهان واگذار كرد ، و صرفا نكات تحليلى آن را مورد بحث قرار داد . درهرحال ، كتابى كه به نام شيعهشناسى نگارش مىيابد ، نمىتواند مباحث